سیاست گذاری مدرن پولی

خلق پول در اقتصاد مدرن

خلق پول در اقتصاد مدرن

در شرایط عادی بانک مرکزی قادر است با دخالت حداقلی از طریق تزریق و کاهش میزان ذخایر در بازار بین بانکی سیاست پولی را محقق کند.

✅در شرایط خاص که اقتصاد وارد رکود می‌شود و نظام بانکی همکاری لازم را جهت خروج از رکود نمی‌کند ، چاره کار این این است که تزریق مستقیم به بازار بین بانکی در ازای خرید دارایی های ریسکی در بخش واقعی صورت گیرد. به این نوع دخالت قوی و موثر بانک مرکزی در اقتصاد «تسهیل کمی» گفته می شود.

✅ امریکا پس از سال 2008 به منظور خروج از رکود 4 برنامه مختلف «تسهیل کمی» را اجرا کرده است.

✅ مقاله مذکور به تفضیل در ۲۰ ساعت در دوره اقتصاد+ مورد بحث بررسی قرار می گیرد .

مرکز آموزشی #گام با همکاری #آزمایشگاه_ریسک دانشگاه #خاتم برگزار می‌کند:

💵 کارگاه آموزشی اقتصاد+ : «آشنایی با سیاست گذاری مدرن پولی در اقتصاد مدرن»
💼 مدرس: #دکتر_علی_سعدوندی
📆 زمان برگزاری: نیمه اول مرداد ماه
⬅️ جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://Evand.com/events/plus

ضریب تکاثر پولی

ضریب تکاثر پولی

ضریب تکاثر پولی

1️⃣ باز هم میان اقتصاددانان نئوکلاسیک و اقتصاددانان کیزین بحثی در گرفته که لازم است یک بار و برای همیشه حل و فصل شود. اخیرا طرح اخذ مالیات از سود مبادلات ارزی بانک مرکزی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است. برخی اقتصاددانان این طرح را خطرناک ارزیابی کردند چرا که موجب تزریق پول پرقدرت به بازار بین بانکی خواهد شد و با یک ضریب تکاثر (افزاینده) لاجرم به نقدینگی بدل خواهد شد. اما دیگرانی هستند که معتقدند که اصولا پایه پولی پر قدرت نیست چرا که نقدینگی در اقتصاد درونزا تعیین می شود. این گروه نه تنها تزریق منابع پرقدرت به بازار بین بانکی را مضر نمی دانند بلکه از آنجا که نرخ سود بین بانکی را کاهش می دهد مفید نیز ارزیابی می کنند.

2️⃣ به راستی کدامین نظریه در وضعیت امروز اقتصاد ایران بهتر وضع موجود را تبیین می کند؟ کدام سیاست علاج دردهای مزمن اقتصاد در سال آینده خواهد شد؟ یکی معتقد است مالیات بر بانک مرکزی به سبب ضریب تکاثر پولی از ایران ونزوئلا خواهد ساخت! دیگری تصور می کند در نبود تزریق منابع به بازار بین بانکی، نرخ های سود، فزاینده خواهد شد که رکود را تعمیق کرده و خدای ناکرده اقتصاد کشور را به سرنوشتی همچون اتحاد جماهیر شوروی مبتلا خواهد کرد. هر دو دسته دلسوز کشور و دلواپس آینده هستند با وجود این سیاست های ایشان 180 درجه با یکدیگر متفاوت است.

3️⃣ واقعیت این است که تا زمانی که بررسی تطبیقی دقیقی از نحوه خلق پول در اقتصاد و رابطه میان پایه پولی و خلق پول بانک های تجاری تبیین نشود کشور در بلاتکلیفی چند دهه گذشته باقی خواهد ماند. آیا واقعا رابطه ای مکانیکی و یک سویه میان خلق پول بانک مرکزی و خلق پول بانک های تجاری وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا نقدینگی برونزا تعیین می شود؟ و یا آنکه درونزایی پول را می توان به تلاطم تقاضای پول یا سرعت گردش پول مربوط دانست؟ اگر چنین است آیا می شود تبیین بهتری از آثار سیاست گذاری بانک مرکزی بر شبکه بانکی و پولی کشور ارائه داد؟

4️⃣ نظریات کینزین های نو بدیع و جدید بوده و از این منظر در مراحل تکامل و تکوین قرار دارند. در این فرآیند بالندگی مقاله بانک مرکزی انگلستان نقطه عطفی در شناخت مفاهیم پولی و بانکی بوده است. امروزه می دانیم که نقدینگی درونزا تعیین می شود و نیز می دانیم که تقاضای مبادلاتی پول متغیر است و همچنین می دانیم که در رابطه مقداری پول آنچه مهم است سرعت گردش پول است که نئوکلاسیک ها ثابت می گیرند در حالی که چنین نیست. به قول پروفسور استیگلیتز در کلاسی که دو سال پیش با ایشان داشتم: «اگر واقعا سیاست گذاری پولی تنها بر اساس نظریه مقداری و فرض ثبات سرعت گردش پول ممکن بود دیگر چه نیازی به رشته پول و بانک با این تعداد دانشجوی دکترا داشتیم؟” واقعیت این است که دنیای اقتصاد پیچیده بوده و تحلیل شرایط نیاز به ممارست، سواد آکادمیک و تجربه ژرف در دنیای واقع دارد. از درون اتاق های دربسته یا کف بازار به تنهایی پزشک اقتصاد بیرون نمی آید؛ هر دو لازم است.

5️⃣ با اینکه درونزایی پول امروزه مقبول محافل علمی تخصصی پول و بانک قرار گرفته است اما ضریب تکاثر افسانه و پندار نیست. باید پذیرفت که کشوری به نام ونزوئلا با ابرتورم میلیون درصدی در دنیا وجود دارد که از قضا شرایطش و سیاست گذاری های گذشته اش بسیار شبیه به ماست. در دو هفته آینده بنا داریم پرونده مباحث پولی معطوف به خلق پول و سیاست گذاری پولی را ببندیم و مقاله بانک مرکزی انگلیس را کلمه به کلمه بازخوانی کنیم و گام به گام نشان دهیم لزوما در تعارض با واقعیت ضریب تکاثر پولی قرار نمی گیرد. با این حال توصیه های سیاست گذاری پولی با نگرش جدید دستخوش تحولات گسترده خواهد شد.

6️⃣ امید است پس از برگزاری این دوره که هم مورد استفاده افراد مبتدی و هم کارشناسان عالی رتبه پولی خواهد بود بتوانیم قدمی کوچک در مسیر اصلاح امور برداریم. به امید تکرار دهه 40 در ایران. به امید تورم زیر دو درصد و رشد دو رقمی. پاینده ایران.

اوراق دولتی

اوراق دولتی راهکار خروج از بحران

اوراق دولتی راهکار خروج از بحران

نوشتار فوق به درخواست اندیشکده حکمرانی شریف تهیه شده است. بدین وسیله از جناب دکتر مروی و آقای مهندس عباسیان که در نوشتار و ویراستاری متن زحمات زیادی را متقبل شدند قدردانی می نمایم.

این گزارش با هدف اثرگذاری بر فرآیند سیاست گذاری و تصمیم گیری در کشور بدون انتظار و چشمداشت مادی تهیه شد. صد افسوس که در دولتمردان خصومت و گستاخی نسبت به علم اقتصاد موج می زند. طرفه آنکه عالمان اقتصاد در این وانفسای بی آبرویی در هتک حرمت علم از دیگران سبقت می جویند. چنانچه حداقل تاثیری از چنین گزارش هایی دیده می شد چه بسا کارهای بزرگی ممکن بود به سرانجام برسد اما درد بی دردی فراگیر است.

کلپتوکراسی

کلپتوکراسی

کلپتوکراسی چیست؟

«کلپتوکراسی» نوعی از حکومت است که بر پایه ٔ غارت اموال عمومی و تاراج منابع ملی بنا شده است.

این نوع حکومت بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمین‌هایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده می‌شود. همسنگ فارسی مناسب و رسا برای این مفهوم ، «دزد سالاری» یا «یغما سالاری» است.

از مشکلات و آسیبهای کلپتوکراسی یکی این است که در آن فساد از سطوح مدیریتی کلان به خُرد گسترش می‌یابد و در جامعه شایع می‌شود و هرکس که به منابعی دسترسی دارد، بسته به میزان نفوذ و توان و جایگاه خود دست یغما و چپاول بدان می‌یازد، پدیده‌ای که خود تباهی جوامع و سقوط اخلاقیات آن را به دنبال خواهد داشت.

دیگر این که چون مبالغی که توسط سردمداران و صاحبان پست و قدرت به تاراج می‌رود همه از منابع عمومی است که بایستی خرج پیشرفت و توسعه شود، بنابراین سطح و کیفیت زندگی و میزان برخورداری مردم به شدت رو به کاهش می‌نهد و رفاه و امنیت اجتماعی در سطح پایینی قرار می‌گیرد.

علاوه بر این به علت دست داشتن صاحبان اصلی قدرت در فسادها، اجازهٔ شفافیت در اقتصاد داده نمی‌شود تا به راحتی به سودجویی‌های خود بپردازند و نتیجهٔ این است که اقتصاد در این کشورها انحصاری، مریض، فاسد، غیرشفاف و ناایمن است.

مشکل دیگر این است که به علت نبود سیستم بوروکراسی درست و مراجع بررسی‌کننده در این موارد و عدم وجود عدالت، کسانی که بر مشاغل دولتی می‌نشینند در هر جایگاهی که باشند بر گردهٔ مردم سوار شده و بر آنان ظلم می‌کنند و درعین حال وظایف خود را انجام نمی‌دهند.

برآیند همهٔ موارد یاد شده این است که در این جوامع فساد، دزدی، رشوه‌خواری و رانت‌بازی رواج می‌یابد و نیز طبقه‌ای ناراضی به‌وجود می‌آید که همان عامهٔ مردمند.

این طبقه براین باورند که حقوقشان ضایع شده و عده‌ای در کشور حقشان را می‌خورند و به ایشان ظلم می‌کنند.

بنابراین، این گروه هم در هر جا که بتوانند دست به تلافی زده و با تخریب کردن، دزدی، درست کار نکردن، کوتاهی در انجام وظایف، کم‌فروشی و احتکار خشم خود را فرو می‌نشانند و با این توجیه که «حق ماست، همه می‌خورند چرا ما نخوریم» خود و دیگران را قانع می‌کنند.

اینگونه است که اقتصاد یک کشور به سراشیب سقوط و تباهی می‌غلتد و دچار رکود می‌شود.

بدین‌ترتیب فساد اقتصادی و سیاسی در این جوامع تبدیل به فرهنگ غالب شده و جزئی جدانشدنی از زندگی روزمرهٔ مردم می‌شود و فرهنگ و اخلاقیات از آن رخت می‌بندد. بزرگترین مشکل این نظامهای حکومتی «سقوط اخلاقیات و انسانیت» است.

رانت و فساد در سايه خشونت

مایکل کلین

منکران علم اقتصاد

منکران علم اقتصاد

Economist 27 August 2016:

Michael Klein, of Tufts University, has written that the insights of international macroeconomics (the study of trade, the balance-of-payments, exchange rates and so on) might be similarly distilled: “Governments face the policy trilemma; the rest is commentary.”

“مایکل کلین استاد دانشگاه تافتس نوشته است که دانستنه های ما از اقتصاد کلان بین الملل ( یعنی مطالعه مبادلات، تراز پرداخت ها، نرخ ارز و مانند آن) را می توان در یک جمله خلاصه کرد: “حکومت ها با سه گانه ناممکن مواجه هستند. باقی ماجرا داستان گویی است.”

به نظر شما مسئولان اقتصادی چند کشور جهان با سه گانه ناممکن، نظریه جاودان اساتید برجسته علم اقتصاد یعنی ماندل و فلمینگ آشنا نیستند؟ ونزوئلا، سودان، سودان جنوبی و ایران بزرگترین ناباوران و ملحدان علم اقتصاد هستند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که اقرار کنیم سیاست ارزی 50 سال گذشته که در تعارض با آموخته های معتبر علمی قرار دارد سیاستی شکست خورده است؟