بررسی پارامترهای بنیادین بازار و روند آینده
بررسی پارامترهای بنیادین بازار و روند آینده
گفتگوی اینستاگرامی دکتر علی سعدوندی (استاد بانکداری و اقتصاد کلان، مشاوره سرمایه گذاری و تامین مالی) با آقای مجتبی بهرامی (کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه)
بررسی پارامترهای بنیادین بازار و روند آینده
گفتگوی اینستاگرامی دکتر علی سعدوندی (استاد بانکداری و اقتصاد کلان، مشاوره سرمایه گذاری و تامین مالی) با آقای مجتبی بهرامی (کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه)
از ریال جهانروا تا معاملات فیوچر/ راهکارهای کاهش وابستگی به دلار
به گزارش ایبِنا، این روزها اقتصاد ایران در حال پوستاندازی است. بانک مرکزی در راس سیاستهای پولی و بانکی در حال اجرای اقدامات متنوعی برای کنترل بازار ارز است و تا اینجا توانسته نرخ دلار را که اهمیت روانی بالایی در افکار عمومی پیدا کرده، در کانال 25 هزارتومان متوقف سازد.
حل مسائل اقتصادی، فرمولهای پیچیدهای را میطلبد و اینگونه نیست که هر مسئلهای یک عامل بیرونی مشخص داشته باشد که اگر آن را شناسایی و برطرف کنیم آن مشکل نیز حل شود. متاسفانه پیچیدگی علم اقتصاد باعث شده است که گاهی برای یک مشکل اقتصادی دهها و صدتا سرنخ وجود داشته باشد که باید با کار کارشناسی و علمی مورد نقد و بررسی قرار گیرند. در این بین بروز دیدگاههای موافق و مخالف طبیعی و است.
آزادسازی منابع بلوکه شده ارزی گشایشی برای اقتصاد ایران نخواهد بود
علی سعدوندی در گفتوگو با خبرنگار پانا در پاسخ به این پرسش که تغییر نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا میتواند زمینه ساز بهبود شرایط اقتصادی برای کشور باشد، اظهار کرد: «این برداشت وجود دارد که باید دسترسی به منابع ارزی فراهم شود اما آزادسازی منابع بلوکه شده ارزی و تزریق آن به اقتصاد گشایش واقعی برای اقتصاد ایران نخواهد بود، چون این روش 50 سال است که در کشور تجربه شده و سیاستی ناکارآمد است.»
بار مالی سنگین دولت و تامین اجتماعی بر دوش صنایع کشور
دکتر علی سعدوندی در گفت و گو با جهان صنعت:
محمدرضا ستاری- پس از آنکه بعد از چهار ماه سرانجام با انتخاب علیرضا رزم حسینی به عنوان وزیر صنعت، معدن و تجارت این وزارتخانه تعیین تکلیف شد، چند موضوع و راهکار بلافاصله در دستور کار قرار گرفته و رسانه ای شد. نخست مطرح شدن شعار همه ساله احیای واحدهای تولیدی راکد و نیمه تعطیل بود که قرار است تا پایان امسال نیز 2 هزار واحد از آنها به چرخه تولید باز گردند؛ با این حال علیرغم انتشار اخبار روزانه از احیای واحدهای تولیدی در سراسر کشور، هنوز مشخص نیست که چنین امری به چه میزان بر رشد اقتصادی و اشتغال تاثیر داشته است؟
علت اصلی تورم در کشور چیست؟
علی سعدوندی، اقتصاددان معتقد است کسری بودجه از عوامل اصلی ایجاد تورم است و تورم به دلیل فزونی رشد پول نسبت به رشد تولید افزایش مییابد؛ به گفته او مهمتر از کسری بودجه نحوه تأمین کسری توسط دولت است. خبرنگار ایمنا در گفت و گویی با این اقتصاددان مهمترین دلایل رشد تورم در کشور را بررسی کرده است که در ادامه میخوانید:
در اقتصاد مدرن منشأ پول از تسهیلات است؛ وقتی افراد تسهیلات جدید را در اختیار میگیرند، بکارگیری این تسهیلات تبدیل به پول میشود؛ حال اگر تسهیلات افزایش پیدا کند ولی به افزایش تولید منجر نشود، موجب رشد بیش از حد نقدینگی میشود؛ به عبارتی در این شرایط خلق پول نسبت به محو پول فزونی مییابد و در نهایت موجب رشد نقدینگی و تورم میشود. در این صورت میتوان نقدینگی را در حسابهای بانکی یا بخشهای مختلف اقتصاد به گردش درآورد. همچنین میتوان این نقدینگی را به بازار مسکن یا بورس هدایت کرد، ولی در نهایت وارد بازار کالا و خدمات میشود و تورم ایجاد میکند.
برای کنترل تورم باید این پرسش را مطرح کرد که چرا خلق پول صورت میگیرد ولی محو پول خیر؟ بازپرداخت نشدن تسهیلات بانکی را میتوان منشأ تورم دانست؛ اگر بازپرداخت این تسهیلات معوق نشود، خلق پول با محو پول به تعادل میرسد و مشکلی به وجود نمیآورد، مثل اقتصاد ژاپن که رشد پول، پایه پولی و نقدینگی بالایی دارد ولی تورم آن صفر درصد است. البته اگر در جامعهای انتظارات تورمی وجود نداشته باشد، رشد نقدینگی لزوماً به تورم ختم نمیشود ولی ممکن است در بخش داراییها قیمتها رشد کند.
افراد خاص که خود صاحب بانک هستند. این بانک دیگر بانک خصوصی به حساب نمیآید؛ بانک خصوصی بانکی است که بخشی از تسهیلات پرداختی آن از محل سرمایه بانک باشد؛ یعنی نسبت کفایت سرمایه حفظ شود. در حالی که در کشور این موضوع برعکس است؛ شخصی یک بانک را تأسیس میکند و نسبت کفایت سرمایه را رعایت نمیکند؛ این بانک به جای اینکه به افراد دیگر وام بدهد به خود شخص مالک بانک وام پرداخت میکند. این شخص هم با تسهیلات دریافتی (خلق پول)، مال میسازد و بر اقتصاد کشور لطمه میزند در صورتی که در راستای منافع شخصی خود بوده است.
همچنین فردی که قدرت دارد نسبت به بازپرداخت تسهیلات بی تفاوت است، مثلاً کسی که هیئت مدیره بانکها را تعیین میکند و از همان بانکها وام دریافت میکند، مسبب اصلی بروز تورم در جامعه است. به طور مشخص شخص وزیر اقتصاد میتواند مسبب ایجاد تورم در کشور باشد به این دلیل که به مدیران بانکی ابلاغ میکند که از روش خلق پول کسری بودجه دولت را تأمین کنند و دنبال اجرای انتشار اوراق و روشهای صحیح دیگر تأمین کسری بودجه نمیروند؛ در نهایت برای جبران کسری بودجه یا به سراغ بانک مرکزی میروند و تلاش میکنند آن را از پایه پولی تأمین کنند که این عامل مستقیماً تورم زا است، یا به صورت غیر مستقیم کسری بودجه را از نظام بانکی تأمین میکنند و نظام بانکی هم از محل خلق پول، تسهیلات را در اختیار دولت قرار میدهد.
از طرف دیگر نظام بانکی مجبور به اضافه برداشت از حسابهای نزد بانک مرکزی میشود و متناسب با نقدینگی که نظام بانکی ایجاد کرده است در بازار بین بانکی پایه پولی ایجاد خواهد شد و بانک مرکزی را به انفعال میکشاند. پس بانک مرکزی از دو جهت تأمین کسری بودجه دولت و نظام بانکهای تجاری منفعل است.
مهمترین عامل تورم در کشور، کسری بودجه دولت و مهمتر از آن نحوه تأمین کسری بودجه است. هم اکنون کسری بودجه دولت آنچنان بالا نیست و اقتصاد میتوانست تورم صفر داشته باشد ولی به دلیل بکارگیری روش نادرست تأمین کسری بودجه (پایه پولی و نظام بانکی) این امر محقق نشد.
روش درست عملیات بازار باز را ژاپن اجرا کرده است که منجر به صفر شدن میزان تورم شده است و سالهای سال این تورم صفر، ثابت مانده است. عملیات بازار باز موفقترین عملیات اقتصاد کلان بوده است.
یکی از روشهای خلق پول به جز تسهیلات، سود سپرده بانکی است. زمانی که نرخ سود سپرده بالاتر از تورم باشد بانک با سود سپرده، خلق پول میکند. به عنوان مثال وقتی تورم هشت درصد و در نرخ سود سپرده ۱۸ درصد باشد (اگر نرخ سود سپرده بیشتر از نرخ تورم باشد، به آن نرخ بهره واقعی مثبت میگوئیم)، بانک این تفاوت ۱۰ درصدی را خلق پول میکند اما به هیچ روشی از طریق بازپرداخت تسهیلات نمیتواند این سود را به سپردهگذار برگرداند که این یک نوع از مفاهیم ربا است. حال اگر نرخ تورم ۵۰ درصد و نرخ سود سپرده ۱۸ درصد باشد، خلق پولی انجام نمیشود.
طی عملیات بازار باز بانک مرکزی ارتباط خود را با دولت قطع میکند، یعنی اگر دولت درخواست تسهیلات کرد به آن پرداخت نمیکند ولی برای کنترل نرخ بهره، اقدام به خرید اوراق دولتی میکند. وقتی یک دولت اقدام به انتشار اوراق میکند، حدود ۲۰ درصد آن را بانک مرکزی، حدود ۵۰ درصد آن را نظام بانکی و بقیه آن را صندوقهای بازنشستگی و بیمهها خریداری میکنند. اما در ایران اینگونه نیست؛ دولت بانک مرکزی را مجبور به پرداخت این قرض میکند و هیچ وقت این قرض را بازپرداخت نمیکند، به همین دلیل عملیات بازار باز در کشور بی نتیجه است.
آبان سال گذشته قیمت بنزین افزایش پیدا کرد و تأثیر شدیدی بر انتظارات تورمی گذاشت. اگر نمودار تورم را مشاهده کنید، مطلقاً تغییری قبل و بعد از آبان ماه مشاهده نمیکنید حتی تورم نزولی بوده است. انتظارات تورمی شرط لازم است اما شرط کافی نیست. در تورم دو عامل نقدینگی و انتظارات تورمی تأثیر گذار است. به عنوان مثال نقدینگی مثل یک انبار باروت است و خود به خود آتش نمیگیرد، بنابراین میتوانیم نقدینگی زیادی در جامعه داشته باشیم ولی تورم نداشته باشیم. اگر انتظارات تورمی شکل بگیرد و نقدینگی رشد کند، میتواند منجر به افزایش سطح عمومی قیمتها شود؛ مثل اتفاقی که سال ۹۲ تا ۹۷ افتاد؛ انباشت نقدینگی صورت گرفته بود، در حالی که تورم ظاهراً کنترل شده و انتظارات تورمی پایین بود.
سیاست ارزی که از گذشته تا کنون اجرا شده را در زمینه تورم نیز اجرا کردهایم. بدین گونه که دولت فنر ارزی را فشردهتر میکند، قیمت ارز را تثبیت میکند، از طرف دیگر نرخ حقیقی ارز افزایش مییابد و فنر ارزی فشرده شده رها میشود و شرایط را وخیمتر میکند. دلیل التهابات سال ۹۷ این بود که در کشور انباشت نقدینگی و شبه پول در بانکها وجود داشت و با آزاد شدن این شبه پول، سرعت گردش پول بالا رفت.
شرایط کنونی موجب تأثیرگذاری تحریمها شد؛ اگر شرایط کشور از نظر نقدینگی آنقدر بد نبود، تحریم نمیتوانست کارساز باشد. تحریم تأثیر کمی بر رشد اقتصادی کشور گذاشت که این تأثیر کلا یک سال بود. تحریم موجب شد که انتظارات تورمی شکل بگیرد و آن انبار باروت (نقدینگی) منفجر شود.
ارز حاصل از فروش نفت نمیتواند به طور مستقیم وارد اقتصاد کشور شود؛ دولت این ارز را به بانک مرکزی فروخته و پول چاپ شده را از بانک مرکزی دریافت کرده است که این چاپ پول مستقیم پایه پولی را افزایش داده و موجب افزایش نقدینگی در کشور شده است؛ وارد کردن ارز حاصل از فروش نفت در اقتصاد موجب تورم و بیماری هلندی یا صنعت زدایی میشود.
وقتی درآمد نفتی داشتیم به بهانه درآمد نفتی پایه پولی ایجاد میکردیم؛ اکنون که درآمد نفتی نداریم به بهانههای دیگر میخواهیم پایه پولی ایجاد کنیم. مثلاً دولت صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی را تخلیه کرده و به بانک مرکزی میفروشد و به جای آن پایه پولی دریافت میکند. راه بعدی دریافت وام از بانکها است، اگر در این زمینه موفق نشد بانک مرکزی حساب تنخواه دولت را افزایش میدهد.
تبعات شیوع کرونا اثرگذار بود و موجب شد بخش واقعی اقتصاد و تولید به ویژه تولید خدمات در کشور آسیب ببیند. خدمات در اقتصاد هر کشور بسیار مهم است؛ در کشورهای صنعتی سهم خدمات بسیار بیشتر از سهم صنعت است؛ به عنوان مثال صنعتیترین کشورهای دنیا آلمان و ژاپن هستند که از نظر نسبت خدمات به تولید ناخالص ملی رتبه نخست را در اختیار دارند.
در همه کشورها به ویژه ایران، بخش خدمات از کرونا آسیب دید. تورم وقتی به وجود میآید که رشد نقدینگی نسبت به رشد تولید فزونی پیدا کند. کرونا موجب شد که رشد تولید منفی شود و از طرف دیگر واکنش بانک مرکزی و دولت (پرداخت وام یک میلیون تومانی) موجب شد که رشد پول افزایش پیدا کند؛ به جای اینکه دولت اوراق قرضه بفروشد و هزینه کند تا اقتصاد نجات پیدا کند از بانک مرکزی استقراض کرد. برای این کار نرخ سپرده قانونی را کاهش دادند و نخواستند پایه پولی افزایش پیدا کند و از این طریق به خانوارها وام پرداخت کردند.
به این صورت که دولت یارانه ۴۵ هزار تومانی را به یک یا دو میلیون افزایش میداد و در مصرف حاملهایی که میتوانستیم در مصرف آنها صرفهجویی کنیم، افزایش قیمت اعمال میکرد مثل بنزین.
زمان درمان اقتصاد بیمار ایران
دکتر علی سعدوندی
امیدوارم هر چه زودتر بایدن انتخاب شود، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران کینه ترامپ نیست.
امیدوارم هر چه زودتر بایدن به برجام بازگردد، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران نبود برجام نیست.
امیدوارم هر چه زودترتحریم ها لغو شود، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران تحریم نیست.
امیدوارم هر چه زودتر صادرات نفت برقرار گردد، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران کمبود پترودالر و شادخواری نفتی نیست.
امیدوارم هر چه زودتر از لیست سیاه FATF خارج شویم، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران نبود مبادلات بانکی و سوبسید به واردات نیست.
امیدوارم هر چه زودتر روابط دیپلماتیک ایران با سراسر جهان شکل بگیرد، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران نبود میهمانی های خارجی مقامات نیست.
امیدوارم هر چه زودتر ایران عضو WTO و سایر نهادهای بین المللی شود، شاید درک کنیم مشکل اصلی اقتصاد ایران حضور موثر (به اتفاق خانواده) در محافل بین المللی نیست.
لیست بالا تنها بخشی از معضلات معیشتی و کسب و کار در کشور است اما مشکل اصلی اقتصاد ایران جای دیگری است. اگر بهترین روابط خارجی را با دنیا داشته باشیم تا زمانی که ذهنیت ها اصلاح نشود جایگاهی بهتر از آرژانتین و اکراین و مصر و میانمار در اقتصاد جهانی نخواهیم داشت. چه بسا رفع معضلات فوق، عرصه را بیش از پیش بر فعالان اقتصادی تنگ کند.
تا زمانی که 2500 مجوز مخرب در کشور است که تولید را خفه کرده است،
تا زمانی که فلان مسئول عالی رتبه اجازه انتشار اوراق نمی دهد چون فرق نرخ بهره اسمی از واقعی را نمی داند،
تا زمانی که شایسته سالاری حتی در حد شعار هم مطرح نیست، تا زمانی که سیاست گذاری پولی کشور دوست و برادر ونزوئلا (پولی سازی) با سیاست گذاری پولی کشور ژاپن (تامین کسری بودجه از محل فروش اوراق) یکی دانسته می شود،
تا زمانی که حقوق مالکیت محترم شمرده نمی شود، تا زمانی که رانت پاشی نه حرام که مستحب است،
تا زمانی که از ضعفا و فقرا گرفته می شود و به مفت خوران سوبسید ارز وانرژی پرداخت می شود،
تا زمانی که انحصارگر و انحصارگری تقبیح نشده که تکریم می شود،
تا زمانی که درمان و تحصیل ثروتمندان رایگان است ولی محرومان باید آزاد پرداخت کنند،
تا زمانی که با پرداخت سوبسید ارزی به واردات تولید ملی تخریب می شود و جهش تولید حتی در حد شعار نیز جدی گرفته نمی شود،
تا زمانی که کشوری به عظمت ایران یک کیلومتر خط آهن مدرن ندارد،
تا زمانی که دلیل تورم نه سیاست های تورم زای دولتیان بلکه زیاده طلبی مردم عادی دانسته می شود،
تا زمانی که مردم نامحرم بوده و شفافیت شمشیر دولبه خوانده می شود،
تا زمانی که نگاه ملت و دولت به توسعه وارداتی است، تصور توسعه توهمی بیش نیست.
وای بر قومی که آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد!
3 راهکار پیشنهادی برای مقابله با کرونا
علی سعدوندی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتوگو با صمت، ضمن تاکید بر تغییر نگرش مسئولان کشور به برخی مسائل، اظهار کرد: برای حل این مشکل باید در پی یافتن راهکارهای جبرانی باشیم. البته اگر برخی گرههای ذهنی را باز کنیم میتوانیم تغییرات عمدهای را بهوجود بیاوریم.
بورس و ارز: فرصت سوزی بزرگ
دکتر علی سعدوندی اقتصاددان و عضو سابق هیات عملی دانشگاه استرالیایی وولونگونگ در گفتوگو با «جهانصنعت» در پاسخ به این پرسش که چرا در سال جهش تولید آنطور که انتظار میرفت سیاستگذاریها به سمت تقویت تولید و به موازات آن صادرات غیرنفتی سوق پیدا نکرد، توضیح میدهد: شواهد نشان میدهد که در عمل جهش تولیدی صورت نگرفته است. ما در نیمقرن گذشته سابقه نداشته که اینچنین به سمت سوداگری و سفتهبازی در اقتصاد و تولید برویم. در سالهای قبل روند بورس یک روند بسیار مناسبی بود که توانست نقدینگی کشور را جذب کند، اما متاسفانه شاهد بودیم که این روند مطلوب در سال ۹۹ به سوداگری تبدیل شد.
نجات بورس به قیمت افزایش تورم
بهاعتقاد برخی کارشناسان اقتصادی، اجراییسازی طرح صندوق تثبیت بازار بورس و اوراق بهادار تهران با استفاده از یک درصد منابع صندوق توسعه ملی، موجب افزایش نقدینگی و رشد پایه پولی خواهد شد، و طبعا مردم را با مشکلات بزرگتری از معضلات جاری در بورس مواجه خواهد کرد.
علی سعدوندی از جمله اقتصاددانهایی است که با پیادهسازی این طرح مخالف است و اجرای آن را برای اقتصاد کشورمان مضر میداند.
این استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار صمت اظهار کرد: درآمدهای ارزی کشور قابل تبدیل به ریال نیست، چه درآمد حاصل از فروش نفت باشد و چه منابعی که قبلا از فروش نفت بهدست آمده و در صندوق توسعه ملی ذخیره شده است؛ اما اگر قرار باشد از این منابع برداشت و در یک محل ریالی خرج شود، بدون شک این هزینه از محل پایه پولی پرداخت خواهد شد.